ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )

13

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )

يا متوسط تعلق دارد آزادند ، و طبق ميل خود رفتار مىكنند ، و به عنوان مزد سهم خوبى از محصول دريافت مىدارند . چون ملك يا خريدارى است و يا موروثى ، تنها مالكين در مقابل حكومت از نظر ماليات مسئوليت دارند . گيلان از مناطق بسيار غنى و حاصلخيز ايران است . انواع گياهان و درختها در آن ديده مىشود « 1 » . طبقات پائين نبايد مردم بدبختى باشند ، اگر چه عدهء كمى از افراد در حقيقت صاحب زمينند ، اما قرارداد آنها با مالكين هميشه به نفع آنها است . كارگرى كه شاخ و برگ درختان جنگى را مىزند ، محصولش را با صاحب زمين تقسيم مىكند . براى كشت توت مالك نهال را مىخرد ، و چون پس از چند سال شروع به جمع آورى ابريشم مىشود دهقانى كه كرم ابريشم پرورش مىدهد ، يك سوم محصول را دريافت مىدارد . تشكيلات مالكيت مالك محل توتزار يا برنجزار را به عنوان اجاره به دهقان واگذار مىكند ، و دهقان در مقابل نگهدارى آنها قسمتى از محصول را دريافت مىدارد . براى توتزار سهم مالك يك سوم است ، يعنى يك من شاه ( 895 / 5 كيلو گرم ) پيله در ازاى هر جريب ( 60 آر كشتزار ) ؛ و براى مزرعهء برنج براى هر جريب پانزده تا سى قوتى ( هر قوتى 29 كيلو و 5 گرم ) مىباشد . دهقان اجاره‌اى براى كلبهء خود نمىپردازد « 2 » . گاوها و گوسفندان آنها در زمينهائى كه زير كشت

--> ( 1 ) - جاى تعجب نيست كه مدت مديدى است گيلان مطمح نظر روسها مىباشد . آنچه روسها را به طمع گيلان انداخته است ، قرار گرفتن آن در مجاورت روسيه ، ثروت و امكان بهبود وضع و موقعيت دفاعى آسان آن است كه از يك طرف به كوه ، و از طرف ديگر به دريا و مرداب محدود مىگردد ، و همهء آن سرزمين از جنگل پوشيده شده است . ( شيل Seyl نظرى به زندگانى و آداب ايرانيها . لندن 1856 ) ( 2 ) - خانه‌هاى آنها خيلى از هم جدا ، و به طور كلى به صورت هر سه يا چهار خانه كنار هم در جنگل قرار دارد . آنها به ندرت دهكده‌اى واقعى مىسازند و خانه‌ها در